آموزش ساده زبان انگلیسی

فرق sleep&asleep رو می دونید؟

 

فرق sleep&asleep

sleepy به معنی خواب آلود هم قبل از اسم به کار می رود و هم بعد از افعال ربطی .

Asleep  به معنی خوابیده قبل از اسم به کار نمی رود بلکه از آن فقط بعد از افعال to be و نیز fall fell fallen استفاده می شود .

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 15:7  توسط آذر حکمت نیا  | 

زمان گذشته ساده

کاربرد

گذشته ساده در موارد زير کاربرد دارد:

1- براي بيان کاري که در گذشته و زمان مشخصي به پايان رسيده است:

  • We met last week.

  • He left yesterday.

 

2- براي بیان کارهايي که پشت سرهم در يک ماجرا يا داستان مي‌آيند:

  • I walked into my room and sat down. Suddenly I heard a noise coming from outside. I got up and went towards the window...

 

3- براي بيان عادت يا شرايطي در گذشته:

  • When he was a child, they lived in a cottage in the jungle.

  • Every day he walked in the jungle to....

 

نکاتي در مورد هجي (verb + ed)

1- هنگاميکه فعلي به e ختم مي‌شود، فقط d اضافه مي‌کنيم:

loved, hated, used

2- افعال يک هجايي (يک بخشي) که به ترتيب شامل يک حرف صدادار و يک حرف بي‌صدا مي‌باشند، حرف بي‌صداي آخر تکرار مي‌شود:

stopped, planned, robbed

ولي اگر دو حرف صدادار وجود داشته باشد، حرف بي‌صداي آخر تکرار نمي‌شود:

looked, cooked, seated

اگر حرف بي‌صداي آخر y يا w باشد نيز تکرار نمي‌شود:

played, rowed, showed

منبع: www.zabanamoozan.com

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 13:35  توسط آذر حکمت نیا  | 

داستان

Miss Williams was a teacher, and there were thirty small children in her class. They were nice children, and Miss Williams liked all of them, but they often lost clothes

It was winter, and the weather was very cold. The children's mothers always sent them to school with warm coats and hats and gloves. The children came into the classroom in the morning and took off their coats, hats and gloves. They put their coats and hats on hooks on the wall, and they put their gloves in the pockets of their coats

Last Tuesday Miss Williams found two small blue gloves on the floor in the evening, and in the morning she said to the children, 'Whose gloves are these?', but no one answered

Then she looked at Dick. 'Haven't you got blue gloves, Dick?' she asked him

'Yes, miss,' he answered, 'but those can't be mine. I've lost mine'


خانم ويليامز يك معلم بود، و سي كودك در كلاسش بودند. آن‌ها بچه‌هاي خوبي بودند، و خانم ويليامز همه‌ي آن‌ها را دوست داشت، اما آن ها اغلب لباس ها ي خود را گم مي كردند.

زمستان بود، و هوا خيلي سرد بود. مادر بچه ها هميشه آنها را با كت گرم و كلاه و دستكش به مدرسه مي فرستادند. بچه ها صبح داخل كلاس مي آمدند و كت، كلاه و دستكش هايشان در مي آوردند. آن ها كت و كلاهشان را روي چوب لباسي كه بر روي ديوار بود مي‌گذاشتند، و دستكش ها را نيز در جيب كتشان مي ذاشتند.

سه شنبه گذشته هنگام غروب خانم ويليامز يك جفت دستكش كوچك آبي بر روي زمين پيدا كرد، و صبح روز بعد به بچه ها گفت، اين دستكش چه كسي است؟ اما كسي جوابي نداد.

در آن هنگام به ديك نگاه كرد و از او پرسيد. ديك، دستكش هاي تو آبي نيستند؟

 

با تشکر از : محمد جواد جعفر آبادی 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 14:48  توسط آذر حکمت نیا  | 

A short story

 

 

Peter was eight and a half years old, and he went to a school near his house. He always went there and came home on foot, and he usually got back on time, but last Friday he came home from school late. His mother was in the kitchen, and she saw him and said to him, "Why are you late today, Peter



"My teacher was angry and sent me to the headmaster after our lessons," Peter answered



?""To the headmaster?" his mother said. "Why did she send you to him



"Because she asked a question in the class; Peter said, "and none of the children gave her the answer except me."



His mother was angry. "But why did the teacher send you to the headmaster then? Why didn"t she send all the other stupid children?" she asked Peter



."Because her question was, "Who put glue on my chair?" Peter said







پیتر هشت سال و نیمش بود و به یک مدرسه در نزدیکی خونشون می‌رفت. او همیشه پیاده به آن جا می‌رفت و بر می‌گشت، و همیشه به موقع برمی‌گشت، اما جمعه‌ی قبل از مدرسه دیر به خانه آمد. مادرش در آشپزخانه بود،‌ و وقتی او (پیتر) را دید ازش پرسید «پیتر، چرا امروز دیر آمدی»؟



پیتر گفت: معلم عصبانی بود و بعد از درس مرا به پیش مدیر فرستاد.



مادرش گفت: پیش مدیر؟ چرا تو را پیش او فرستاد؟



پیتر گفت: برای اینکه او در کلاس یک سوال پرسید و هیچکس به غیر از من به سوال او جواب نداد.



مادرش عصبانی بود و از پیتر پرسید: در آن صورت چرا تو را پیش مدیر فرستاد؟ چرا بقیه‌ی بچه‌های احمق رو نفرستاد؟


پیتر گفت: برای اینکه سوالش این بود «چه کسی روی صندلی من چسب گذاشته؟

 

با تشکر از دانش آموز عزیز : آقای علی خاکی

http://empraturjavan.persianblog.ir/

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مرداد 1389ساعت 20:2  توسط آذر حکمت نیا  | 

چند اصطلاح

 

To make a dogs dinner of something: کاری را خراب کردن

 

To have butterflies in your stomach: دلهره، دلشوره

 

It's not my cup of tea: چیزی نیست که من بهش علاقه داشته باشم

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 0:19  توسط آذر حکمت نیا  | 

picture dictionary

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 15:46  توسط آذر حکمت نیا  | 

اصطلاح

Horse of a different color

- يک موضوع ديگر، يک مطلب کاملاً متفاوت، وصله ناهمرنگ

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 15:21  توسط آذر حکمت نیا  | 

انواع فعل

 

۱-افعال to be یا افعال کمکی که موسوم به linking verb هستند.

یعنی افعال ربطی یا فعلهایی که کار خاصیتوسط آن ها  در جمله صورت نمیگیرد بلکه فقط تغییر

حالتی را بیان میکند.ابتدا یک مثال فارسی میزنیم:

هوا سرد شد.در این جمله "شد"فعل ربطی است که توسط آن فقط یک تغییر حالت بیان شده است.

افعال to be عبارتند از:

am-is- are


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 16:43  توسط آذر حکمت نیا  | 

آموزش تصويري

آينه

 

Mirror

پنکه

 

Fan

تلويزيون

 

Television (TV)

 

 

 

   

 

 

جارو دستي

 

Broom

چرخ خياطي

 

Sewing machine

چوب لباسي

 

Coat hanger

 

 

   

 

دستگاه تلفن

Telephone

راديو

 

Radio

ساعت ديواري

 

Clock

 

 

 

   

 

 

ساعت پاندولي بلند

 

Grandfather clock

سشوار

 

Hair dryer

صندلي

 

Chair

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 16:33  توسط آذر حکمت نیا  | 

تمرين مربوط به گرامر ۱ و 2


  تمرين
1 - جمله هاي زير را با قيد تكرار usually بازنويسي كنيد.

1. sara gets up early at the morning.
پاسخ: sara usually gets up early at the morning.

قيد تكرار (usually) قبل از فعل اصلي جمله قرار مي گيرد.(بعد از فاعل)

2.sara is at home on Fridays.
پاسخ: Sara is usually at home on Fridays.

قيد تكرار (usually) بعد از مشتقات فعل is) , tobe)در جمله قرار مي گيرد.  



  2 – پاسخ صحيح را انتخاب كنيد.

1. I usually see (him – he) at school.

پاسخ : him مي باشد چون در اينجا احتياج به يك مفعول داريم. فعل see (ديدن) احتياج به مفعول دارد كه مشخص كند كه چه كس را ديده ام.

2. (They – Them) are good friends.

پاسخ : They مي باشد چون در اينجا نقش فاعل را دارد. them ضمير مفعولي است.

3 – Does (him – he) teach (you – yours) English.

پاسخ : he نقش فاعل و you نقش ضمير مفعولي را دارد

4 – Ahmads sisters has an apple in ( she – her) hand.

پاسخ : ضمير ملكي her به كار مي بريم. چون فاعل Ahmad's sister است كه مؤنث (زن) است. (her در اين جمله ضمير ملكي است نه ضمير مفعولي)

5 – Do you know that girl ? yes I know (she – her)

پاسخ : ضمير مفعولي her به كارمي بريم چون that girl مؤنث (زن) است و مفعول جمله نيز مي باشد.  



  3 – گزينه صحيح را انتخاب كنيد.

1- Her son wants and orange. Please give …….an orange . (her – him – he)

پاسخ : him صحيح است . چون her son مذكر (پسر) است

2 – Do you like children? Yes I like …….( himtheir – them)

پاسخ : them صحيح است. چون children جمع است

3 – Do you help your mather at home?Yes I help … (she – her – him)

پاسخ : her صحيح است. چون mother يك زن است

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 16:17  توسط آذر حکمت نیا  | 

مطالب قدیمی‌تر